ورزش مازندران در سراشیبی؛از امیدهای واهی تا زنگ خطر مدیریتی؛ نخبگان در انتظار شوک نجات
به گزارش پایگاه خبری مازنداسپرت (مازندورزش)، سالها آرزوی نشستن بر کرسی مدیرکلی اداره ورزش و جوانان استان مازندران، سرانجام برای مدیر فعلی محقق شد. شخصی که خود را از جنس ورزش میدانست و انتظارات از او برای تحول و پیشرفت، بسیار بالا بود. اما با گذشت کمتر از یک سال از آغاز دوران مدیریت او، نه تنها خبری از تحقق این انتظارات نیست، بلکه گلایهها از دستگاه ورزش استان روز به روز افزایش یافته و وزیر ورزش و جوانان نیز از عملکرد این مجموعه ابراز نارضایتی کرده است.
ضعفهای زیرساختی، فعالیتهای نمایشی، بازدیدهای بیثمر و جلسات بیاثر، دست به دست هم دادهاند تا جایگاه ورزش مازندران، این مهد قهرمانان، با افت شدیدی روبرو شود و مدیران استانی به جای ساختن، در حال تخریب بنای موجود باشند.
سردرگمی معاونتها؛ قربانی اختلافات و روزمرگی
تحلیل وضعیت کنونی ورزش مازندران، تصویری نگرانکننده از سردرگمی در میان معاونتهای مختلف، بیبرنامگی، روزمرگی و از همه مهمتر، اختلافات عمیق میان مدیرکل و معاونان کلیدی او را نمایان میسازد. این شکاف مدیریتی، به طور مستقیم بر پیکره هر سه حوزه اصلی ورزش استان سایه افکنده است:
– حوزه همگانی و روستایی؛ فراموششده در غیاب انگیزه: در حوزه ورزش همگانی، شاهد افت محسوس و بیبرنامگی اساسی هستیم. تنها اندک فعالیتهای هیات ورزشهای همگانی، جور ضعف این معاونت را میکشد. گویا مدیران این بخش، انگیزه لازم برای برنامهریزی و مدیریت را از دست دادهاند و جایگاه حیاتی ورزش همگانی و روستایی را درک نکردهاند. دهها مسابقه روستایی که به صورت خودجوش در سراسر استان برگزار میشود، هیچگاه شاهد حضور مسئولان همگانی استان یا پرسنل این بخش نبوده است؛ نشانهای واضح از بیاهمیتی این حوزه برای دستگاه ورزش. پیشنهاد میشود مدیرکل شخصاً در این بخش ورود کرده، نگرشی نو به ورزش همگانی و روستایی تزریق نماید و فردی فعال و پرانرژی را مسئول این حوزه قرار دهد تا گمشده انگیزه دوباره به این بخش بازگردد.
– حوزه قهرمانی؛ خاموشی ناشی از اختلافات: اختلافات شدید میان مدیرکل و معاون ورزشی، حوزه قهرمانی را در خاموشی عدیدهای فرو برده است. عزل گسترده روسای هیاتهای ورزشی، ناتوانی در برگزاری مجامع انتخاباتی و اداره هیاتهای مهم با سرپرست، درگیریهای مستمر با هیاتهای ورزشی و عدم ارتباط مناسب آنها با حوزه قهرمانی، جملگی نشان از ضربه مهلکی است که این اختلاف به مدیریت این حوزه وارد کرده است. راهکار این است که تکلیف این معاونت مشخص شود؛ اگر قرار است با سیستم قهری و تهدید پیش برود، باید تغییراتی اساسی صورت گیرد، وگرنه با کنار گذاشتن کدورتها، اتحاد و همدلی، این بخش مهم را بهتر مدیریت کنند. نظارت کافی بر هیاتهای ورزشی وجود ندارد و نیاز است با تزریق نیروهای تازه نفس و بهرهگیری هوشمندانه از نیروهای باتجربه اما بیانگیزه در پستهای بالاتر، شوک تازهای به این بخش وارد گردد.
– حوزه جوانان و فرهنگی؛ تلاشهای ناکافی: حوزه جوانان و فرهنگی، شاید فعالترین بخش باشد، اما فعالیتهای آن نیز چندان دلنشین و اثرگذار نیست. در بخش فرهنگی، هیچ اقدام موثری در میان باشگاههای ورزشی صورت نگرفته است. گرچه در بخش جوانان تحرکاتی وجود دارد، اما حمایت از جوانان در حد شعار باقی مانده است. ضرورت دارد مدیرکل ورزش و جوانان، پویایی بیشتری به این حوزه ببخشد، با باشگاهها تعامل بیشتری داشته باشد تا انجام اقدامات فرهنگی اجباری شود و جوانان بیشتری را در بطن امور مدیریتی درگیر کند. بسیاری از جوانان با استعداد و تجربه در خود ادارهکل وجود دارند که اعتماد به آنها، کلید حل بسیاری از مشکلات است.
– معاونت اداری و توسعه منابع؛ خطر بحران مدیریتی: پرچالشترین حوزه، معاونت اداری و توسعه منابع است. عدم جوانگرایی و اعتماد به جوانان در راس ادارات شهرستانی، استان را با بحران کمبود مدیر مواجه کرده است. استفاده تکراری از مدیران قدیمی و امتحان پس داده، مانع ایجاد انرژی و روحیه جدید شده و ادارات شهرستانی را با بیانگیزگی شدید روبرو ساخته است. معلوم نیست جوانان با تجربه شهرستانها چه زمانی باید سکان هدایت را به دست گیرند. این وضعیت زنگ خطر بزرگی برای آینده ورزش استان است؛ اگر مدیران تازه نفس پرورش نیابند، ادارات ورزش و جوانان در سالهای آینده با چالش مدیریتی عجیبی روبرو خواهند شد. پیشنهاد قاطع این است که مدیرکل و این معاونت، به جای تمرکز بر بازدیدهای بیاثر، فوراً دست به کار تغییر و جوانگرایی شوند و با برگزاری دورههای آموزشی مدیریتی برای جوانان مستعد، به آنها اعتماد کرده و پستهای مدیریتی در شهرستانها را پس از دههها جابجایی بین مدیران محدود، به نیروهای جوان و توانمند بسپارند تا هم انگیزه ایجاد شود و هم برای آینده ورزش استان، مدیرانی شایسته تربیت گردند.
پیشنهادات راهبردی برای نجات ورزش مازندران:
ورزش مازندران، با ظرفیت عظیم قهرمانان و دلاورمردانش، شایسته جایگاهی بس رفیعتر از وضعیت کنونی است. برای نجات این دستگاه ورزشی از ویرانی، نیازمند شوکی اساسی و تغییر رویهای بنیادین هستیم:
1. پروژههای زیرساختی؛ اولویت اصلی: در حال حاضر، هیچ پروژه شاخصی به بهرهبرداری نرسیده است. پیشنهاد میشود مدیرکل، تمرکز خود را بر شناسایی و تکمیل چند پروژه زیرساختی مهم در شهرهای کلیدی استان معطوف کند. با رایزنیهای سیاسی و تلاش مضاعف برای جلب بودجه، پروژههای نیمهتمام و خاکخورده سالها را به سرانجام برساند.
2. جوانگرایی واقعی در ادارات شهرستانی: معاونت اداری و توسعه منابع باید جسارت اعتماد به جوانان را داشته باشد. جایگزینی مدیران باسابقه اما کمانگیزه در ادارات شهرستانها با نیروهای جوان و مستعد، علاوه بر ایجاد نشاط و انگیزه، سرمایهگذاری ارزشمندی برای آینده مدیریت ورزش استان خواهد بود.
3. مدیریت قاطع و همدلانه در حوزه قهرمانی: اختلافات داخلی باید کنار گذاشته شود. معاونت ورزشی، به عنوان قلب تپنده ادارهکل، نیازمند برنامهریزی مدون، نظارت دقیق بر هیاتهای ورزشی و ایجاد همکاری و همراهی بیشتر با آنهاست. تزریق نیروهای جوان و تازه نفس در کنار بهرهگیری از تجربیات نیروهای پیشکسوت، میتواند این حوزه را احیا کند.
4. احیای ورزش همگانی و روستایی: مسئولان این حوزه باید اهمیت حیاتی ورزش در میان عامه مردم و در روستاها را درک کنند. حضور فعال در رویدادهای خودجوش روستایی و برنامهریزی هدفمند، گامی اساسی در جهت ارتقای سلامت و نشاط اجتماعی خواهد بود.
5. تعهد به اقدامات فرهنگی: حوزه فرهنگی باید از شعار فراتر رفته و با ایجاد زیرساختها و الزام باشگاهها به اجرای برنامههای فرهنگی، در جهت اعتلای روح ورزشکاران گام بردارد.
ورزش مازندران، مهد ورزش و دلیران است. عظمت قهرمانان این دیار، ایجاب میکند که دستگاه ورزش استان نیز به همان اندازه بزرگ، پویا و باصلابت باشد. مدیرکل ورزش و جوانان استان، با تغییر رویه، تمرکز بر کارهای اساسی و پرهیز از اقدامات نمایشی، میتواند ورزش مازندران را به جایگاه واقعی خودش برساند.
فوتبال در مه، سرود در میدان، کولهپشتی بر دوش؛ گلوگاه روایتگر یاد شهدای مدرسه میناب













دیدگاهتان را بنویسید