روایت تلخ یک مربی زن در کلاردشت؛روایت یک مربی زن از حسرت میزبانی و بیمهری به بدنسازی بانوان مازندران
به گزارش پایگاه خبری مازنداسپرت (مازندورزش)؛ این خبر به مصاحبه با خانم زهرا خدابنده لو، مربی رسمی بدنسازی و پرورش اندام و مؤسس باشگاه “اکسیژن” در کلاردشت، میپردازد. خدابنده لو که دارای مدرک کارشناسی ارشد تغذیه ورزشی نیز هست، با بیش از دو دهه سابقه فعالیت در حوزه بدنسازی، به بیان دغدغهها و مشکلات ورزشکاران و مربیان زن در استان مازندران پرداخته است. او به طور ویژه به عدم حمایت از بدنسازی بانوان، از دست دادن فرصت میزبانی مسابقات مهم و نادیده گرفته شدن مربیان زن در تصمیمگیریهای هیئت بدنسازی استان اشاره کرده و این مسائل را مانعی جدی در راه پیشرفت و شکوفایی استعدادهای این رشته ورزشی در میان بانوان مازندرانی دانسته است.
در ادامه گفتگو خبرنگار ما در کلاردشت با این مربی را مشاهده میکنید :
لطفاً خودتان را برای مخاطبان «مازند ورزش» معرفی کنید.
زهرا خدابنده لو هستم، متولد سال ۱۳۶۲. تحصیلات آکادمیک رسمی در حوزه تربیتبدنی دارم و جدای از مدارک فدراسیونی، موفق به اخذ مدرک مربیگری حرفهای بدنسازی و پرورش اندام شدهام. بعد از آن، علاقه شخصیام مرا به سمت تغذیه ورزشی سوق داد و خوشبختانه توانستم مقطع کارشناسی ارشد خود را در این رشته به پایان برسانم. در حال حاضر مؤسس و مدیر باشگاه «اکسیژن» در شهرستان کلاردشت هستم که در دو شعبه مجزای آقایان و بانوان فعالیت میکند و تمام سعی ما ارائه خدمات اصولی و تخصصی به ورزشکاران این منطقه است.
ماجرای ورودتان به دنیای بدنسازی از کجا شروع شد؟
همه چیز را مدیون برادرم، آقای ابوالفضل خدابنده لو هستم. ایشان از قهرمانان رشتههای رزمی و کیک بوکسینگ هستند و در تهران باشگاه دارند. اولین مربی من برادرم بود. او مرا وارد دنیای ورزش کرد و باعث شد عاشق این فضا شوم. جالب است بدانید من در دوران دبیرستان عضو تیم والیبال مدرسه بودم، اما واقعیت این است که علایق انسان در طول زمان تغییر میکند. وقتی با تمرینات قدرتی-استقامتی آشنا شدم، دیدم که این ورزش نگرش آدم را عوض میکند و از خانمها یک ورژن جدید و قدرتمند میسازد. الان نزدیک به دو دهه است که به صورت کاملاً رسمی در این حوزه فعالیت میکنم. حوزه اصلی کار من سالها تهران بود و شاگردان زیادی تربیت کردم، اما اکنون در کلاردشت مستقر هستیم و خدا را شکر حرفی برای گفتن داریم.

خاطرهانگیزترین بخش مربیگری برای شما چیست؟
بدون شک دیدن حس رضایت و موفقیت در چهره شاگردانم. وقتی میبینم یک شاگرد به پتانسیل واقعی خودش پی میبرد و اعتماد به نفسش در حین تمرینات بالا میرود، برای من از هر موفقیتی شیرینتر است. این لحظات جزو قشنگترین خاطرات کاری من است.
رایجترین باور غلطی که از زبان بانوان میشنوید چیست؟
دو جمله خیلی آزاردهنده و قدیمی وجود دارد که نیاز مبرم به اصلاح دارد. اول اینکه خانمها میگویند: «میترسیم وزنه بزنیم چون هیکلمان مردانه میشود». این باور کاملاً نادرست است. دوم اینکه همه به دنبال راه میانبر هستند؛ چه برای لاغری و چه برای عضلهسازی. باید شفاف بگویم: هیچ راه میانبری وجود ندارد. بدنسازی یعنی ساختن بدن و این یک فرآیند زمانبر است که نیاز به صبوری دارد. نتیجه تمرین امروز شما حداقل سه ماه بعد مشخص میشود. ورزشکاران باید آگاه باشند که فقط باید «نون بازوی خودشان را بخورند» و در کنار آن میتوانند از مکملهای ورزشی استاندارد استفاده کنند.
وضعیت استعدادیابی در شهرستان کلاردشت را چطور میبینید؟
متأسفانه اکثر برنامههای استعدادیابی متمرکز بر مرکز استان است و شهرستانهای کمتر توسعهیافته مثل کلاردشت اصلاً دیده نمیشوند. من بارها به خانوادهها گفتهام که فرزندشان پتانسیل ایستادن روی سکوی قهرمانی را دارند. فقط در بحث پاورلیفتینگ شاهد اتفاقهای خوبی هستیم، اما در بخش بدنسازی و فیتنس عملکرد سرگردانی وجود دارد.
درباره تجربه برگزاری یا میزبانی مسابقات فیتنس بانوان در استان توضیح میدهید؟
آخرین تجربهای که من شخصاً درگیر آن بودم، یک مسابقه فیتنس بود که انتخابی آن برگزار شد و بنا بود استان مازندران میزبان مرحله بعدی باشد. من خودم جزو ۱۵ نفر منتخب بودم و بسیاری از عزیزان دیگر هم انتخاب شده بودند. اما در کمال تعجب و تأسف، میزبانی از مازندران گرفته شد و نهایتاً مسابقات در تهران برگزار شد. این اتفاق برای ورزشکاری که با هزینه شخصی و انگیزه بالا تمرین کرده، بسیار دلسردکننده است.

آیا هیئت بدنسازی استان تاکنون از شما به عنوان یک مربی رسمی دعوت به همکاری یا مشورت کرده است؟
در چهار سالی که در کلاردشت باشگاه دارم و در این شهرستان حضور فیزیکی دارم، حتی یک بار هم از من به عنوان مربی رسمی و مؤسس باشگاه برای حضور در جلسات تصمیمگیری هیئت بدنسازی و پرورش اندام دعوت به عمل نیامده است. جلسهای برای شنیدن پیشنهادات و انتقادات ما برگزار نشده است. البته اخیراً با آمدن رئیس جدید اداره ورزش و جوانان کلاردشت، یک فهرست از مربیان ما خواسته شده که جای امیدواری دارد، اما باید منتظر ماند و دید نتیجه این جلسات چه خواهد شد. من تجربه شرکت درجلسات زیادی را دارم که خروجی نداشتند.
چالش مربیان زن برای ارتقای دانش و بهروزرسانی مدارک را چطور ارزیابی میکنید؟
پروسه مربیگری بدنسازی یکی از سختترین و هزینهبرترین فرآیندهاست. من خودم به عنوان کسی که مربیگری درجه یک را گرفتهام، میدانم که چقدر این مسیر پر فراز و نشیب است. از طرفی، عزیزانی که در فدراسیون بدنسازی ثبتنام کردهاند، حدود یک سال و نیم است که معطل برگزاری آزمون هستند.
و این روند بهشدت ضعیف و طولانی است. این در حالی است که در فدراسیون آمادگی جسمانی، ورزشکاران بدون این معطلیها مدرک خود را دریافت میکنند. همچنین برای شرکت در دورههای تخصصی مثل داوری، مجبوریم با هزینه شخصی به تهران یا ساری برویم؛ از هزینه اقامت دو شب هتل گرفته تا شهریه دوره. در شهرستان کلاردشت اصلاً چنین دورههایی برگزار نمیشود.
نظرتان درباره بحث پوشش و سختگیریهای موجود در مسابقات بانوان چیست؟
متأسفانه گاهی اوقات سختگیریها فراتر از حد استانداردهای ملی و حتی جهانی است.این مسائل باعث دلسردی و عدم استقبال سایر ورزشکاران میشود. اگر قرار است قانونی اجرا شود، باید در همه جا یکسان باشد.

بحث بیمه مربیان زن را پیگیری کردهاید؟
متأسفانه در این زمینه هیچ اتفاق خوبی نیفتاده است. ما تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی یا بیمه مسئولیت حرفهای نیستیم. مربی به نوعی کارفرما محسوب میشود و اگر نیاز به بیمه داشته باشد، باید تمام هزینه را از جیب خودش پرداخت کند.
اگر قرار باشد یک درخواست مستقیم از مدیرکل ورزش و جوانان مازندران داشته باشید، آن درخواست چیست؟
فقط یک جمله: «ما رو هم ببینند.»
تلاش بانوان و مربیان زن در شهرستانها هم دیده شود. متأسفانه همیشه تجلیل از تیمهای آقایان چه از نظر کمی و چه کیفی بالاتر از بانوان بوده و این کملطفی و نادیده گرفتن، روحیه یک مربی زن را تضعیف میکند. با آمدن رئیس جدید اداره ورزش و جوانان کلاردشت که از کلانشهرتشریف آوردهاند، انتظار تغییرات اساسی و اتفاقات خوب را دارم.
و سخن پایانی…
من سعی میکنم تا آخرین نفس دست از تلاش برندارم و همواره دانش خود را بهروز نگه دارم. چون بر این باورم که خیلی از ورزشکاران و شاگردانم، انگیزه و انرژیشان را از من میگیرند. وظیفه خودم میدانم که کمک کنم ورزشکاران مستعد این منطقه به بالاترین و بهترین جایگاهی که شایستهاش هستند، برسند.
فوتبال در مه، سرود در میدان، کولهپشتی بر دوش؛ گلوگاه روایتگر یاد شهدای مدرسه میناب













دیدگاهتان را بنویسید