اشک و حسرت آخر یک فصل پرفراز و نشیب/پادشاهان ایستاده می میرند !
جایی که تیم خونه به خونه ی بابل در آن مرد و مردانه جنگید و اگر تفاوت مهره های بین المللی و تاثیر گذار استقلال نبود،شاید جام حذفی فوتبال ایران راهی مازندران می شد تا شادمانی مازندرانی ها،پس از صعود نساجی مازندران به لیگ برتر،در این هفته تکمیل می شد.
به گزارش مازند اسپرت (مازند ورزش)،از آخرین باری که یک تیم از سطح دوم فوتبال کشور به فینال جام حدفی راه یافت،بیش از سه دهه می گذرد؛دقیقا ۳۱ سال. بازی معروف بین خیبر خرم آباد و ملوان بندر انزلی که با پیروزی ۲ بر صفر بندرنشینان شمالی همراه شد.
و پس از آن،با آن که جام شگفتی ها به طور جسته و گریخته با شگفتی های متعددی همراه بود،اما هیچ گاه هیچ شگفتی ساز دیگری فرصت رسیدن به فینال این تورنمت جذاب را به دست نیاورد.
در فوتبال نیمه حرفه ای ایران که شکاف طبقاتی بین تیم های لیگ برتری با دیگر دسته ها و حتی برخی از تیم های لیگ برتری با سایر تیم های لیگ برتر چه از نظر بودجه و چه از نطر امکانات و مدیریت و … بسیار گشاده و زیاد است،مبارزه کردن تیم های بی پول و امکانات با غول های سنتی و صنعتی بسیار دشوار است و معمولا تیم های شرکت کننده در جام حذفی با خلق یک یا دو شگفتی،انرژی و انگیزه ی خودشان را از دست می دهند و دیگر قادر به ادامه ی مسیر تا ورزشگاه نفت و گاز اروندان خرمشهر نیستند.
جایی که تیم خونه به خونه ی بابل در آن مرد و مردانه جنگید و اگر تفاوت مهره های بین المللی و تاثیر گذار استقلال نبود،شاید جام حذفی فوتبال ایران راهی مازندران می شد تا شادمانی مازندرانی ها،پس از صعود نساجی مازندران به لیگ برتر،در این هفته تکمیل می شد.
شیرهای مازندرانی که هنوز عمر تاسیس آن ها به یک دهه هم نرسیده است،از ابتدای حضور در سطوح مختلف ایران همواره جزو بهترین ها و مدعیان بودند،و امسال هم سنت شکنی نکرده و با فروغی بیش از سالیان پیش در لیگ آزادگان و جام حذفی حضور پیدا کردند.
در لیگ آزادگان آن ها تا ایستگاه آخر جزو مدعیان اصلی پیوستن به قطار لیگ برتر بودند که در ایستگاه آخر به لطف تفاضل گل بهتر رقیب هم استانی،قافیه را به نساجی باختند.
در جام حذفی نیز بابلی ها بهترین نتیجه ی تاریخ یک تیم مازندرانی را رقم زده و پس از کنار گذاشتن راه آهن دسته اولی،همچون جرقه ای به جان تیم های لیگ برتری افتاده و پس از شکست دادن سیاه جامگان مشهد،گسترش فولاد تبریز و استقلال خوزستان،به مصاف استقلال تهران در فینال خرمشهر رفتند.
نکته ی حائز اهمیت در قدرت نمایی شیران مازندرانی اینجاست که بازی های آن ها در مسیر رسیدن به فینال به استثنای بازی با سیاه جامگان که به ضیافت پنالتی ها کشید،تماما با گل های حین بازی و تفاضل های مناسب به پایان رسید.
این مساله نشان گر آن است که بابلی ها چه در زمان هدایت تیم توسط نکونام و چه پس از روی کار آمدن اسکوچیچ،برای این بازی ها برنامه داشتند و با هدف مشخص پای به میدان مبارزات حذفی نهاده بودند.
به دور از جملات کلیشه ای بایستی اذعان کنیم که شکست یک بر صفر در فینال جام حذفی در مقابل آماده ترین استقلال دهه ی اخیر،چیزی از ارزش های شیرهای مازندران کم نمی کند؛اما نکته ی کلیدی ماجرا اینجاست که تیم خونه به خونه مشابه چند فصل اخیر و همچنین فصل تازه به پایان رسیده،همواره در گام آخر ناکام بوده است که این مساله نیاز به ریشه یابی دقیق دارد تا بتوان با یافتن دلایل این مساله در فصول آتی،موفقیت های این تیم در حال ریشه دواندن مازندرانی را تا ایستگاه آخر ادامه داد و به سرانجام رساند.
شاید غیبت چند بازیکن تاثیرگذار تیم نظیر روح ا… باقری به علت محرومیت و مصدومیت در دیدار فینال،در شکست بابلی ها بی تاثیر نبوده باشد؛اما ناکامی های لحظه ی آخری خونه به خونه ریشه ی عمیق تری دارد به نام مدیریت احساسی.
متاسفانه بارها مشاهده شده است که مدیریت تیم در مقاطع حساسی که تیم در وضعیت مناسبی برای صعود یا قهرمانی قرار دارد،به ناگاه با سرمربی تیم دچار چالش می شود و بلافاصله این چالش را علنی کرده و با تغییرات در کادر فنی،مانند ترمز جلوی شرایط مناسب تیم را می گیرد.
نمونه ی بارز این مساله،برکنار کردن میثاقیان در دو فصل پیش و در زمانی که تیم مدعی اول صعود به لیگ برتر بود؛یا در همین فصل جاری کنار گذاشتن جواد نکونام که نتایج بسیارخوبی گرفته بود و اتفاقا پس از خارج شدن از بابل،۱۵ کیلومتر آن طرف تر موفق به صعود رقیب هم استانی،یعنی نساجی شد.
ادعای بازی نکردن در فینال جام حذفی مقابل استقلال پس از ناکامی در صعود به لیگ برتر از دیگر تصمیمات احساسی قاسم حسن زاده مالک باشگاه خونه به خونه بوده است که عنوان کردن آن سبب بی انگیزگی بازیکنان و کادر فنی گردید که به تعطیلی تمرینات پیش از این بازی حساس نیز انجامید.
و در مقابل تصمیم به شرکت در فینال آن هم ۴۸ ساعت پیش از مسابقه،فشار روانی روی بازیکنان را افزایش داد تا بهترین فرصت برای کسب اولین قهرمانی استان مازندران در یک تورنمت فوتبالی مهم و سطح اول ایران از بین برود.
آقای حسن زاده،امروز و پس از ۸ سال مدیریت نسبتا موفق فوتبالی بایستی به این دانش رسیده باشد که مدیرانی در عرصه ی فوتبال موفق هستند که به دور از هیجانات آنی و بر اساس نقشه ی راه حرکت می کنند و تصمیمات مهم در لحظه را بر اساس منافع تیم می گیرند؛و نه سلایق شخصی.
شیرهای سرخ مازندران شاید امروز و با کمترین اختلاف ممکن بازی را به استقلال مدعی واگذار کردند،اما همه به خوبی می دانند که دنیا در جریان است و فوتبال هیچ وقت تمام نمی شود.
بابلی ها این فصل با کمال شایستگی نشان دادند که پتانسیل بالایی برای موفقیت دارند و با مدیریت صحیح و صبورانه،قابلیت تبدیل شدن به یکی از بهترین تیم های شهرستانی فوتبال ایران را دارند.
امید است تا آقای حسن زاده و تیم مدیریتی همراه،با نگاهی دور اندیشانه و برنامه ریزی کلان موجبات آن را فراهم بیاورند تا خونه به خونه و هواداران پرشمار و پرشور آن،به آن چه که شایسته ی آن هستند دست یابند و روزی به عنوان پادشاه در فوتبال ایران تاجگذاری کنند.
و اما پی نوشت :
نساجی خیلی بزرگه، بزرگ تر چیزی که شاید فوتبال ایران تصورش را می کرد . اما باید قبول کرد که از زمان بدو تاسیس خونه به خونه و مخصوصا از زمان حضورش در لیگ دسته یک فوتبال کشور انگیزه قائمشهری ها برای پیشی گرفتن از رقیب همسایه بیشتر شده بود. شاید اگر خونه به خونه ای درکار نبود الان نساجی بازهم بدون انگیزه در لیگ دسته یک باقی می ماند. این رقابت نزدیک و این همه تلاش و حتی صعود به لیگ برتر را نساجی به نوعی مدیون حضور قدرتمند خونه به خونه در لیگ دسته یک بوده است .
درود بر هر دو تیم مازندرانی ….
ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0