×
×
  • «حالا جوانان»؛ شعاری که در ورزش مازندران پیر شد
    قمارِ «انتصابات تکراری» با آینده ورزش/ آقای مدیرکل! در برابر «فشارهای پشت‌پرده» زانو نزنید!

  • کد نوشته: 5002
  • ۲۶ تیر ۱۴۰۵
  • ۰
  • پشتِ نقابِ شعارِ «حالا جوانان»، حقیقتی تلخ نهفته است: مدیرانی که در کارنامه گذشته‌شان جز «خروجیِ صفر» و «افتضاح مدیریتی» چیزی دیده نمی‌شود، بار دیگر پشتِ درهای بسته برای تصاحب کرسی‌های ریاست صف کشیده‌اند. آیا دستگاه ورزش استان قرار است همچنان حیاط‌خلوتِ چهره‌های سوخته باشد، یا قرار است «جوان‌گرایی» از پوسته شعار خارج شده و به کابوسِ مدیرانِ ناکارآمد تبدیل شود؟
    قمارِ «انتصابات تکراری» با آینده ورزش/ آقای مدیرکل! در برابر «فشارهای پشت‌پرده» زانو نزنید!

    به گزارش پایگاه خبری مازنداسپرت (مازندورزش)؛در سال‌هایی که اداره‌کل ورزش و جوانان مازندران بارها و بارها از ضرورت جوان‌گرایی، میدان دادن به نسل تازه و استفاده از ظرفیت نیروهای جوان سخن گفته، آنچه در عمل دیده می‌شود فاصله‌ای معنادار با این شعارها دارد. واقعیت این است که جوانان در ساختار مدیریتی ورزش مازندران هنوز هم سهمی جدی، موثر و تعیین‌کننده ندارند و اغلب مناصب کلیدی همچنان در اختیار چهره‌های تکراری، مدیران سالخورده یا افرادی است که تنها از یک صندلی به صندلی دیگر منتقل می‌شوند.

    سال‌هاست از «جوان‌گرایی» گفته می‌شود، اما در میدان اجرا نشانی روشن از آن دیده نمی‌شود. جوانانی که در همین مجموعه تجربه اندوخته‌اند، سال‌ها در بدنه ورزش کار کرده‌اند، هزینه داده‌اند و توان مدیریتی خود را نشان داده‌اند، همچنان پشت درِ فرصت مانده‌اند. این در حالی است که در بسیاری از موارد، مدیریت‌ها نه بر اساس شایسته‌سالاری، بلکه بر پایه تکرار، مصلحت‌اندیشی و گاه فشارهای بیرونی بازتولید می‌شود.

    شعار «حالا جوانان» که سال‌ها در راهروهای اداره‌کل ورزش و جوانان مازندران طنین‌انداز بوده، امروز بیش از آنکه یک راهبرد اجرایی باشد، به نمادی از یک وعده بر زمین‌مانده تبدیل شده است. شعاری که قرار بود درهای مدیریت را به روی نسل جدید باز کند، اما در عمل نه تنها چنین اتفاقی را رقم نزد، بلکه این شائبه را پررنگ‌تر کرد که برخی افراد بیش از همه از این شعار برای تثبیت موقعیت خود بهره برده‌اند. وقتی یک مسئول با اتکا به همین ادبیات جوان‌محور، نزدیک به هشت سال بر یک صندلی تکیه می‌زند و اراده‌ای برای واگذاری میدان دیده نمی‌شود، طبیعی است که افکار عمومی نسبت به صداقت این شعارها دچار تردید شود.

    مساله فقط در ستاد اداره‌کل خلاصه نمی‌شود. در سطح شهرستان‌ها نیز وضعیت چندان متفاوت نیست. برخی روسای ادارات ورزش و جوانان سال‌هاست که بر مسند ریاست مانده‌اند؛ آن‌قدر طولانی که دیگر نه از انگیزه ابتدایی خبری هست، نه از ایده‌های نو و نه از تحرک مدیریتی. مدیری که بیش از یک دهه در یک شهرستان باقی مانده، چگونه می‌تواند همچنان با همان انرژی و خلاقیت روز نخست عمل کند؟ مدیریت طولانی‌مدت، اگر بدون ارزیابی دقیق عملکرد و بدون گردش نخبگان باشد، غالبا به روزمرگی، سکون و فرسودگی ساختاری ختم می‌شود.

    نتیجه چنین وضعیتی را می‌توان در پروژه‌های نیمه‌تمام، در رکود برخی شهرستان‌ها، در نبود تحول محسوس و در بی‌انگیزگی بدنه اجرایی به‌وضوح مشاهده کرد. وقتی تغییر به تعویق می‌افتد و چرخش مدیریتی به تابو تبدیل می‌شود، طبیعی است که طرح‌ها روی زمین بمانند، فرصت‌ها از بین بروند و ورزش شهرستان‌ها به‌تدریج در مسیر افول قرار گیرند.

    نگرانی جدی‌تر اما آنجاست که بار دیگر نام همان مدیران امتحان‌پس‌داده و بعضا ناکارآمد برای تصدی پست‌های حساس مطرح می‌شود؛ افرادی که در دوره‌های گذشته کارنامه قابل دفاعی از خود به جا نگذاشته‌اند و حتی در برخی موارد، عملکردشان محل نقد جدی بوده است. پرسش روشن اینجاست: چرا باید دستگاه ورزش دوباره به سراغ چهره‌های تکراری برود؟ اگر این افراد گزینه‌های موفق و اثرگذاری بودند، چرا در مسئولیت‌های پیشین نتوانستند تحول ملموسی ایجاد کنند؟

    اصرار بر استفاده از مهره‌های تکراری، بیش از آنکه نشانه کمبود نیروی توانمند باشد، بیانگر ضعف در اراده برای اصلاح ساختار و اعتماد به نسل تازه است. این چرخه بسته مدیریتی، نه تنها راه رشد جوانان را مسدود می‌کند، بلکه آینده ورزش استان را نیز با بحران جانشین‌پروری مواجه خواهد کرد. دستگاهی که امروز به تربیت مدیران جوان میدان ندهد، فردا ناچار است دوباره در همان دایره محدود و فرسوده بچرخد.

    در این میان، نقش مدیرکل ورزش و جوانان مازندران تعیین‌کننده است. اگر قرار است کارنامه مثبت و جایگاه قابل قبول مدیریتی حفظ شود، باید در برابر فشارها، سفارش‌ها و سهم‌خواهی‌های خارج از عرف ایستادگی بیشتری نشان داده شود. مدیریت موفق، فقط در اجرای برنامه‌ها معنا پیدا نمی‌کند؛ گاهی شجاعت در «نه» گفتن به فشارهای سیاسی و پرهیز از انتصاب‌های تحمیلی، مهم‌ترین بخش یک کارنامه مدیریتی است.

    ورزش مازندران امروز بیش از هر زمان دیگری به نیروهای جوان، تازه‌نفس، ایده‌مند و جسور نیاز دارد؛ نه به چهره‌هایی که بارها آمده‌اند، آزموده شده‌اند و اثرگذاری لازم را نداشته‌اند. اگر قرار است ورزش شهرستان‌ها از این رخوت و مرگ تدریجی نجات پیدا کند، راه آن روشن است: اعتماد واقعی به جوانان، نه در شعار، بلکه در انتصاب، اختیار و میدان عمل.

    جوان‌گرایی، یک واژه تزئینی برای سخنرانی‌ها نیست؛ ضرورتی استراتژیک برای نجات آینده ورزش مازندران است. تداوم تصمیمات سیاسی، انتصاب‌های تکراری و بی‌اعتمادی به نسل جدید، زنگ خطری است که صدایش از همین امروز به گوش می‌رسد. اگر این هشدار نادیده گرفته شود، فردا دیگر نمی‌توان از کمبود مدیر جوان، رکود ساختاری و فرسودگی بدنه ورزش استان گلایه کرد؛ چرا که این بحران، محصول مستقیم همین امروز و همین تصمیم‌هاست.

    ورزش مازندران به جوانان نیاز دارد؛ به نسلی که هنوز انگیزه دارد، ایده دارد و می‌خواهد چیزی را تغییر دهد. وقت آن رسیده که «حالا جوانان» از یک شعار فرسوده، به یک تصمیم واقعی تبدیل شود.

     

    خبرهای دیگر را هم بخوانید ...

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *