×
×
  • تراژدی در شهر فوتبالی مازندران؛ غروبِ غم‌انگیزِ «دریا»
    تیرِ خلاصِ مدیران بر پیکرِ فوتبال بابل؛ «دریا» قربانیِ کارشکنی‌های پشت پرده شد!

  • کد نوشته: 6362
  • ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
  • ۰
  • در حالی که بابل به امیدهای تازه دل بسته‌ بود تا با ظهور «دریای آرین»، عصر تاریک فوتبال این شهر را به پایان برساند، یک تصمیم ناگهانی و کارشکنی‌های مرموز، خوشیِ صعود را به تلخیِ سقوط تبدیل کرد. فروش امتیاز تیم دریای آرین بابل، نه تنها یک معامله تجاری، بلکه زنگ خطر مرگ دوباره فوتبال در یکی از فوتبالی‌ترین نقاط ایران است؛ جایی که به نظر می‌رسد «عدم بهره‌برداری از زیرساخت‌ها» و «بی‌ارادگی مسئولان»، با دقت بیشتری از خودِ فوتبال، در حال کار کردن هستند.
    تیرِ خلاصِ مدیران بر پیکرِ فوتبال بابل؛ «دریا» قربانیِ کارشکنی‌های پشت پرده شد!

    به گزارش پایگاه خبری مازنداسپرت (مازندورزش)؛ فوتبال بابل، انگار محکوم به رنج است. شهری که روزگاری با نام ستاره‌های بزرگش در صدر اخبار فوتبال ایران می‌درخشید، اکنون به جای رقابت در لیگ برتر، درگیر نبرد برای بقا و حفظ هویت است. آنچه امروز در بابل رخ می‌دهد، یک «سقوط ساده» نیست؛ بلکه یک «تخریب سازمان‌یافته» است. از داستان غم انگیز بازسازی سریالی استادیوم شهدای هفتم تیر که با هزینه‌های میلیاردی، همچنان در وضعیت بلاتکلیف قرار دارد تا مدیریت‌های بی‌هدف که سهمیه‌ها را یکی پس از دیگری به لیگ‌های پایین‌تر می‌فرستند، همه نشان از یک بحران ساختاری دارند.

    خوشیِ گریزپا در آمل؛ قهرمانی در تبعید!

    سال گذشته، زمانی که تیم‌های بابلی با مشکل خانه به دوشی دست‌ و پنجه نرم می‌کردند، ظهور «دریای آرین بابل» جرقه‌ای از امید بود. اما این امید، از همان ابتدا با غریبگی عجین شده بود. تیمی که قرار بود نماد بابل باشد، ناچار شد در خاک آمل و سیمرغ بازی کند و حتی جشن قهرمانی خود را نیز در خارج از خاک بابل برگزار کند. این «قهرمانی در تبعید»، پیش‌درآمدی بود بر همان سرنوشت تلخی که امروز شاهد آن هستیم: فروش امتیاز و فروپاشی رویا.

     بازیِ کثیف در پشت پرده؛ چرا سرمایه‌گذار فرار می‌کند؟

    بحران کنونی تنها به دلسردی مالک جوان تیم محدود نمی‌شود. حقیقت تلخ این است که در بابل، انگار برخی مسئولان و ذینفعان، از «نبودِ تیم» سود می‌برند! در حالی که یک خریدار بومی با مبلغ ۲۰ میلیارد تومان آماده ورود به عرصه بود، کارشکنی‌های نامعلوم و ابهام در تصمیم‌گیری‌های استانی، این سرمایه‌گذار را به بن‌بست رساند.

    شاید باید پرسید: چرا به جای تسهیل حضور سرمایه، مسیر برای خروج امتیاز به اصفهان هموار می‌شود؟ چرا استادیوم هفتم تیر که میلیاردها تومان هزینه برای آن شده، همچنان به عنوان یک «مجسمه هزینه‌بر» در مقابل چشم مردم رها شده است؟ آیا می‌توان از این عدم بهره‌برداری، مأموریت دیگری جز «فراری دادن سرمایه‌گذاران» استخراج کرد؟

    در این بازی شطرنجِ سیاست و مدیریت، نه مالک جوان (که با خطر سقوط دو پله‌ای و ضرر مالی سنگین روبرو است) مقصر است و نه هواداران؛ قربانی اصلی، نسل جوان مازندرانی است. جوانانی که با از دست رفتن این سهمیه، فرصت نمایش استعدادها و تخلیه انرژی اجتماعی خود را از دست می‌دهند.

     بن‌بست اداری؛ امضای مرگبار!

    طبق گزارش‌های رسیده از هیات فوتبال و اداره‌کل ورزش استان مازندران، اگرچه هنوز امضای رسمی برای خروج امتیاز به اصفهان صادر نشده، اما واقعیت موجود نشان می‌دهد که با بن‌بست کامل روبرو هستیم. بدون توافق با خریدار بومی و در سایه کارشکنی‌ها، اجتناب‌ناپذیرترین سناریو، امضای خروج از استان است تا سهمیه از چنگ بابل درآید و تیم با سقوط دو پله‌ای از چرخه‌ی فوتبال رسمی خارج نشود.

    بابل دوباره در آستانه خاموشی است. اگر مسئولان بابل و استان مازندران، پاسخگوی این پرسش‌های تند و تیز افکار عمومی نباشند، تاریخ این دوران را نه به عنوان عصر شکوفایی، بلکه به عنوان «عصر مرگ فوتبال در بابل» ثبت خواهد کرد. بیچاره بابل، و بیچاره هوادارانی که برای رؤیایی که دیگر وجود ندارد، دل باخته‌اند.

     

    خبرهای دیگر را هم بخوانید ...

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *