قهرمانانی که هنوز به اندازه مدالهایش دیده نمیشوند!مدالهایی که از یک واقعیت بزرگتر خبر میدهند
به گزارش پایگاه خبری مازنداسپرت (مازندورزش)؛ در مازندران، ورزش با هویت اجتماعی و فرهنگی مردم پیوندی دیرینه دارد. این استان سالهاست با قهرمانان، مربیان و ورزشکارانی شناخته میشود که در رشتههای مختلف برای ایران افتخارآفرینی کردهاند. اما در کنار چهرههای شناختهشده ورزش مردان، زنان نیز مسیری را طی کردهاند که دستاوردهای آن، بهویژه در رقابتهای بینالمللی، شایسته توجه بیشتری است
حسین بریمانی، مدیرکل ورزش و جوانان مازندران، از کسب ۲۰ مدال طلا توسط بانوان ورزشکار استان در رقابتهای جهانی، آسیایی و بینالمللی در سال گذشته خبر داده است؛ آماری که باید آن را فراتر از یک گزارش آماری و در چارچوب ظرفیت ورزش قهرمانی زنان ارزیابی کرد.

این تعداد مدال نشان میدهد که استعداد زنان مازندرانی به یک رشته یا گروه خاص محدود نیست. بااینحال، برای ارزیابی دقیق دامنه این موفقیتها، لازم است رشتههای مدالآور، تعداد ورزشکاران، سطح مسابقات و سهم هر رشته نیز بهصورت تفکیکشده منتشر شود.
اهمیت این آمار در همین نکته است: زنان ورزشکار استان توانستهاند در میدانهایی رقابت کنند که رسیدن به آنها به سالها تمرین، آمادگی جسمانی و ذهنی، برخورداری از دانش فنی و عبور از مراحل دشوار انتخابی نیاز دارد.
پرسش اینجاست که وقتی چنین ظرفیتی وجود دارد، آیا برنامهریزی برای توسعه ورزش بانوان نیز متناسب با این توان پیش میرود؟
ناگویا؛ چهار اعزام و چهار مدال
بازیهای آسیایی ناگویا نمونه روشنی از ظرفیت ورزش بانوان مازندران است. چهار بانوی ورزشکار استان در این رقابتها به میدان رفتند و هر چهار نفر موفق به کسب مدال شدند؛ یک نتیجه قابلتوجه که نام مازندران را در کارنامه افتخارات ورزش زنان ایران پررنگ کرد.

حدیث وارسته در رشته کبدی به مدال نقره رسید و هانیه رستمیان در تیراندازی، فاطمه برمکی در کوراش و سوگند سینکایی در ووشو سه مدال برنز کسب کردند.
لیلا عرب، مسئول ورزش بانوان استان مازندران، با اشاره به این عملکرد، کسب چهار مدال از چهار ورزشکار اعزامی را دستاوردی ارزشمند برای ورزش بانوان استان دانسته و بر نقش تلاش ورزشکاران، مربیان، خانوادهها، هیأتهای ورزشی و فدراسیونها در تحقق این موفقیت تأکید کرده است.
اما آنچه این نتیجه را مهمتر میکند، تنوع رشتههای مدالآور است. موفقیت در کبدی، تیراندازی، کوراش و ووشو نشان میدهد که ظرفیت ورزش زنان استان را نمیتوان به یک رشته خاص یا یک الگوی واحد از قهرمانی محدود کرد.

حضور صدیقه دریایی بهعنوان مربی ووشو و افروز علینژاد بهعنوان داور ژیمناستیک در این رقابتها نیز وجه دیگری از توانمندی زنان مازندرانی را آشکار میکند؛ حضوری که از ورزشکاری فراتر میرود و به عرصههای تخصصی و فنی ورزش میرسد.
این دستاوردها البته به معنای پایان مسیر نیستند. موفقیت در یک دوره مسابقات زمانی ارزش راهبردی پیدا میکند که تجربه آن به تقویت نظام استعدادیابی، حمایت از ورزشکاران جوان و افزایش حضور زنان در سطوح مربیگری، داوری و مدیریت منجر شود.
مسئله فقط مدال نیست؛ مسئله فرصت است
در بررسی ورزش بانوان، تمرکز صرف بر شمار مدالها ممکن است بخشی از واقعیت را پنهان کند. مدال، نتیجه نهایی یک مسیر است؛ اما همه زنان و دخترانی که استعداد ورزشی دارند، از نقطه شروع به یک اندازه به امکانات و فرصتها دسترسی پیدا نمیکنند.

دسترسی به سالنهای ورزشی مناسب، هزینه تمرین و تجهیزات، حضور مربیان متخصص، امکان شرکت در مسابقات، حمایت باشگاهها و فراهمبودن شرایط ادامه فعالیت حرفهای، از عواملی هستند که میتوانند آینده یک ورزشکار را تغییر دهند.
در کنار این عوامل، دیدهشدن نیز اهمیت دارد. موفقیت ورزشکاران مرد در بسیاری از رشتهها بهطور گسترده در رسانهها بازتاب پیدا میکند؛ درحالیکه موفقیت زنان، بهویژه در رشتههایی که کمتر در کانون توجه عمومی قرار دارند، ممکن است به انتشار یک خبر کوتاه یا اعلام نتیجه مسابقه محدود بماند.
این تفاوت را باید بهعنوان مسئلهای قابل بررسی در سیاستگذاری رسانهای و ورزشی مطرح کرد، نه حکمی کلی درباره همه رشتهها و نهادها. برای سنجش دقیق آن، مقایسه میزان پوشش رسانهای، بودجههای اختصاصیافته، امکانات تمرینی و حمایتهای مالی از ورزشکاران زن و مرد در رشتهها و شرایط مشابه ضروری است.
بااینحال، یک اصل روشن است: اگر انتظار میرود زنان در رقابتهای بینالمللی همسطح رقبای خود ظاهر شوند، باید زمینه تمرین، آمادهسازی و پشتیبانی از آنان نیز جدی گرفته شود.

قهرمانی را نمیتوان تنها به اراده فردی ورزشکار واگذار کرد. اراده و پشتکار ضروریاند، اما جای زیرساخت، برنامهریزی، منابع مالی و حمایت نهادی را نمیگیرند.
از نگاه امور بانوان؛ ظرفیت زنان باید به مشارکت واقعی تبدیل شود
موضوع ورزش بانوان تنها در حوزه مسئولیت ادارهکل ورزش و جوانان خلاصه نمیشود. این حوزه با سلامت عمومی، نشاط اجتماعی، توانمندسازی زنان و فرصت مشارکت دختران در فعالیتهای اجتماعی نیز ارتباط دارد؛ ازاینرو، نقش دستگاههای مسئول امور زنان و خانواده در کنار مجموعه ورزش استان اهمیت پیدا میکند.
امالبنین محمدی، مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری مازندران، در تشریح سند ارتقای وضعیت زنان و خانواده استان، بر اهمیت استفاده هدفمند از ظرفیت سرمایه انسانی زنان تأکید کرده است.
به گفته وی، در تدوین این سند، وضعیت موجود زنان، فرصتها، چالشها و موانع مشارکت آنان در حوزههای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بررسی شده و برای ارتقای وضعیت زنان و خانواده، راهبردها و برنامههای اجرایی متناسب با شرایط استان در نظر گرفته شده است.

محمدی همچنین از ورزش و سلامت بهعنوان یکی از محورهای سند ارتقای وضعیت زنان و خانواده یاد کرده است. در این سند، ورزش در کنار موضوعاتی مانند جمعیت و نیروی انسانی، آموزش، سلامت، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و مشارکت سیاسی و مدنی مورد توجه قرار گرفته است.
این نگاه، امکان پیوندزدن سیاستهای ورزشی با برنامههای کلان توانمندسازی زنان را فراهم میکند. به این معنا که ورزش بانوان نباید تنها با تعداد مسابقات برگزارشده یا مدالهای کسبشده سنجیده شود؛ بلکه باید دید چه تعداد از دختران به امکانات ورزشی دسترسی پیدا میکنند، چه موانعی از مسیر مشارکت آنان برداشته میشود و چه شرایطی برای استمرار فعالیت ورزشی زنان فراهم میآید.
البته برای آنکه این رویکرد به نتیجه ملموس برسد، لازم است سهم ورزش بانوان در برنامههای اجرایی حوزه زنان مشخص باشد و همکاری میان ادارهکل ورزش و جوانان، دفتر امور بانوان و خانواده استانداری، فرمانداریها و دستگاههای مرتبط به اقدامات قابل ارزیابی منجر شود.
از قهرمانان امروز تا دخترانی که هنوز دیده نشدهاند
یکی از مهمترین وظایف سیاستگذاری ورزشی، شناسایی استعدادها پیش از آن است که محدودیت امکانات یا نبود حمایت، مسیر پیشرفت آنها را متوقف کند.
در استانی مانند مازندران، توجه به شهرستانها و مناطق روستایی اهمیت ویژهای دارد. ممکن است دختری در یک منطقه از استعداد بالایی در رشتهای ورزشی برخوردار باشد، اما به دلیل فاصله از مراکز تمرینی، هزینه رفتوآمد یا نبود مربی متخصص، هرگز فرصت حضور در رقابتهای جدی را پیدا نکند.
ازاینرو، استعدادیابی باید از سطح برگزاری مسابقات مقطعی فراتر برود و به برنامهای مستمر تبدیل شود. ارتباط مدارس با هیأتهای ورزشی، شناسایی دختران مستعد، حمایت از مربیان، فراهمکردن امکانات تمرینی و ایجاد مسیر روشن برای حضور در مسابقات، میتواند فاصله میان استعداد و قهرمانی را کاهش دهد.
لیلا عرب نیز استعدادیابی، تقویت ورزش پایه، حمایت از مربیان و توسعه زیرساختها را از اولویتهای ورزش بانوان استان برشمرده است.
اهمیت این اولویتها در آن است که آینده ورزش بانوان تنها با تکیه بر قهرمانان فعلی تضمین نمیشود. هر نسل از ورزشکاران برای ادامه مسیر به نسل بعدی نیاز دارد؛ نسلی که باید فرصت یادگیری، تمرین و رقابت را در اختیار داشته باشد.

همچنین حمایت از زنان ورزشکار نباید با کسب مدال پایان یابد. حفظ آمادگی قهرمانان، فراهمکردن زمینه حضور مستمر آنان در رقابتها و استفاده از تجربه آنها در مربیگری و استعدادیابی، میتواند سرمایه انسانی ورزش استان را حفظ کند.
پهلوانی؛ ارزشی فراتر از رنگ مدال
ورزش قهرمانی در کنار رقابت، عرصهای برای پرورش مسئولیتپذیری، انضباط، احترام به رقیب و تابآوری است. این ویژگیها در فرهنگ پهلوانی جایگاهی مهم دارند و نمیتوان آنها را به جنسیت ورزشکار محدود کرد.
زنان ورزشکار نیز با سالها تمرین، عبور از شکستها و تلاش برای رسیدن به بالاترین سطح رقابت، بخشی از همین فرهنگ را نمایندگی میکنند.
در این میان، روایت زندگی و مسیر حرفهای قهرمانان زن اهمیت ویژهای دارد. معرفی چالشهایی که ورزشکاران برای رسیدن به موفقیت پشت سر گذاشتهاند، میتواند تصویر دقیقتری از تلاش آنان ارائه دهد و دختران جوان را با واقعیت مسیر قهرمانی آشنا کند.

بازتاب رسانهای این تجربهها همچنین به جامعه یادآوری میکند که زنان ورزشکار صرفاً صاحبان چند عنوان و مدال نیستند؛ آنان سرمایههای انسانیاند که تجربه، دانش و موفقیتشان میتواند به توسعه ورزش و افزایش مشارکت اجتماعی کمک کند.
آزمون اصلی؛ تبدیل افتخار به برنامه
کارنامه ورزش بانوان مازندران از ظرفیت قابلتوجهی حکایت دارد؛ ۲۰ مدال طلا در رقابتهای جهانی، آسیایی و بینالمللی در سال گذشته و چهار مدال از چهار بانوی اعزامی به بازیهای آسیایی ناگویا، دو نشانه مهم از این توانمندی هستند.
بااینحال، گام بعدی نباید تنها به تجلیل از قهرمانان محدود بماند. این موفقیتها باید مبنایی برای ارزیابی امکانات، شناسایی کمبودها و تعیین اولویتهای آینده باشند.
انتشار آمار تفکیکشده ورزش بانوان، بررسی وضعیت امکانات و بودجهها، گسترش استعدادیابی در شهرستانها، حمایت از مربیان زن، افزایش فرصت حضور دختران در رقابتها و توجه به پوشش رسانهای موفقیتهای آنان، میتواند بخشی از این مسیر باشد.

در چنین چارچوبی، همکاری دفتر امور بانوان و خانواده استانداری با ادارهکل ورزش و جوانان میتواند به پیوند سیاستهای توسعه ورزش با اهداف توانمندسازی اجتماعی زنان کمک کند؛ بهشرط آنکه این همکاری به برنامههای مشخص، مسئولیتهای روشن و نتایج قابل سنجش منتهی شود.
*بیست مدال طلا، چهار بانوی مدالآور در ناگویا و حضور زنان مازندرانی در عرصههای مربیگری و داوری، تصویری از توانمندیهایی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. اکنون پرسش اصلی این نیست که آیا زنان مازندران توان قهرمانی دارند؛ نتایج بهدستآمده پاسخ این پرسش را دادهاند. پرسش مهمتر این است که چه اندازه برای تداوم این موفقیتها سرمایهگذاری میشود و چه فرصتهایی برای دخترانی فراهم خواهد شد که قهرمانان آینده این استاناند.
مدالهایی که از یک واقعیت بزرگتر خبر میدهند













دیدگاهتان را بنویسید